محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

428

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

را اطاعت كند ؛ هرچند پيوند خويشاوندى دور باشد و دشمن محمّد صلّى اللّه عليه و إله كسى است كه خدا را نافرمانى كند ، هرچند خويشاوند نزديك او باشد . » « 1 » ( فاعلم أنّ أفضل عباد اللّه عند اللّه إمام عادل هدي و هدى ) پيامبران چنين پرورش يافته‌اند كه به خود نيانديشند و براى مردم زندگى كنند و آنان را به راه علم و محبت و برادرى هدايت كنند . ( فأقام سنّة معلومة ) سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آشكار است . عثمان به خوبى مىداند كه خداوند همه سرزمين‌هاى حجاز و يمن و جزيرة العرب را براى پيامبرش گشود و غنايم و اموال آن را در اختيارش گذاشت ولى او هيچ‌يك از آنها را براى خود و خانواده‌اش تصاحب نكرد . ( و أمات بدعة مجهولة ) بدعتهايى رواج يافت كه مردم آنها را در دوره پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نمىشناختند و از هيچ امام عادلى انتظارش را نداشتند . ( و إنّ البدع لظاهرة ) بدعت‌ها آشكار شده و سياست سركوب و شكنجه و تبعيد و احتكار ثروت‌ها پديد آمده بود . در مقايسه با دوره عثمان و دوره پيش از او به تفاوت كاملا روشنى برمىخوريم ؛ همان‌گونه كه بين حكومت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به تفاوت‌هاى جدى بين زمامدارى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و زمامدارى امپراطورى روم برمىخوريم . ( إنّ شرّ النّاس عند اللّه إمام جائر ضلّ و ضلّ به فأمات سنّة مأخوذة و أحيا بدعة متروكة ) آنان اموال خداوند را در بين خود و اطرافيان ستمگرشان تقسيم مىكردند و انسان‌ها را به بندگى گرفته بودند و با صالحان مىجنگيدند و فاسقان را همراه خود كرده بودند . « 2 » امام عليه السّلام در جاى ديگرى مىفرمايد : « تو

--> ( 1 ) . « إنّ وليّ محمّد صلّى اللّه عليه و إله من أطاع اللّه و إن بعدت لحمته و إنّ عدوّ محمّد صلّى اللّه عليه و إله من عصى اللّه و إن قربت قرابته » نهج البلاغه : حكمت 95 . ( 2 ) . نهج البلاغه : نامه 62 .